سفارش تبلیغ
صبا
در قرآن درمان بزرگترین درد هست : درد کفر و نفاق و گمراهی وسرگشتگی [امام علی علیه السلام]
مشخصات مدیروبلاگ
 
امید مالکی[128]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
لحظه های آبی سکوت ابدی عاشق آسمونی پرواز تا یکی شدن روانشناسی آیناز یادداشتها و برداشتها خاطرات دکتر بالتازار .: شهر عشق :. دلـتنگــ همیـشـگـــــــــی سایت روستای چشام (Chesham.ir) بلوچستان دانلود download امپراطور دریا بازی موبایل نرم افزار کرک کد لینک آتیه سازان اهواز راه کمال پنجره ای رو به سپیدی ماه مهربان من عدالت جویان نسل بیدار تجربه های مربی کوچک Sense Of Tune مذهب عشق مناجات با عشق جوجو عکس میخوای کلیک کن قصه های شب برای کوچولوها صدف دریا ترانه های غربت-اشعار من عشق من هیچ وقت تنهام نزار یه دختر تنها الکترونیک و کارما سخن آشنا پزشکان بدون مرز غجایب پژشکی چـــــاوش ( چه خبر از دنیا ؟؟؟؟) زندگی ساده و پر رنج عکس و اس ام اس و جوک و مطالب خنده دار. اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار آموزش ریاضی موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین قدرت شیطان اس ام اس عاشقانه اس ام اس سرکاری اس ام اس خنده دار و اس ام اس طنز به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم... تست خود شناسی سایت بیمارستان ایران اهدا آموزش روان شناسی وبهداشت ایران باستان من هستم داریوش هواشناسی ١٢٥شهر ایران صدای پای انتظار شهر مجازی کتاب((دانلود)) تست روان شاسی گروه صنعتی پارس کمیکال دانلود sciencedirect تینا

صورات غلطی که در هیپنوتیزم در جامعه وجود دارد سد مهمی را در راه پیشرفت علمی آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله این تصور که هیپنوتیزم نوعی خواب است. در حالی که تحقیقات مختلف نورولوژیک نشان می دهد که امواج مغز در هیپنوتیزم با خواب متفاوت است علاوه بر آن ازنظر سایکولوژیک هم خصوصیات فرد هیپنوتیزم شده با فردی که به خواب رفته است متفاوت است . تصورات غلط دیگر مانند اعتقاد به اینکه در حالت هیپنوتیزم فردکنترل رفتاری خود را از دست می دهد و تحت تسلط هیپنوتیزور قرار می گیرد یا افرا د کند ذهن هیپنوتیزم می شوند یا اینکه فرد هیپنوتیزم شده ممکن است بیدار نشود یا اینکه افراد ساده لوح زودتر هیپنوتیزم می شوند و صدها تصور غلط دیگر . در حالی که حقایق علمی نشان می دهد افرادفقط در صورت تمایل می توانند هیپنوتیزم شوند و در حین هیپنوتیزم در صورتی که تلقینات ارئه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتی در مقابل آن ایستادگی می کنند و در هر مرحله از هیپنوز در صورت تمایل می توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنین مشخص شده که برعکس تصور حاکم , افراد با هوش هیپنوتیزم پذیری بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند .

خلاصه آنکه مدارک علمی فراوانی وجود دارد که بسیاری از این تصورات غلط را به صورت علمی رد می کند .

آیا همه افراد قابل هیپنوتیزم شدن هستند ؟

تحقیقات و مشاهده علمی جدید در زمینه هیپنولوژی اطلاعات خیلی بیشتری در دسترس ماقرار داده است .
با توجه به متدهای جدید متنوعی که در دسترس قرار گرفته اند , تصور می شود در اکثریت عظیمی از افراد بشر قابلیت هیپنوتیزم شدن وجود داشته باشد .

در هیپنوتیزم از روشهای بدون کلامی می توان استفاده کرد و به این ترتیب حتی افراد کر و لال هم هیپنوتیزم شده اند .این مسئله این اهمیت را دارد که برای مقاصد درمانی لزوماًنیازی به خلسه های عمیق هیپنوتیزمی نیست و با درجاتی از آرمیدگی که برای تمام افراد به سادگی قابل دسترسی است, امکان درک و قبول تلقینهای درمانی در رفتار و اعمال آنها امکان پذیر است.

برای انجام یک جلسه هیپنوتراپی چه امکانات و زمانی صرف می شود ؟

هیپنوتراپی در بسیاری از بیماریهای مزمن هزینه های درمانی را کاهش می دهد زیرا هیپنوتیزم باعث کاهش طول دوره درمان می گردد.

مدت جلسات هیپنوتیزمی به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله نوع بیماری ,خصوصیات هیپنوتیزمی بیمار ,روشهای مورد استفاده توسط درمانگر وغیره .

اما استفاده از هیپنوتیزم در درمان ممکن است بین چند ثانیه تا حدود یک ساعت وقت بگیرد .حتماً لازم نیست فرد به طور کلاسیک مراحل ایجاد خلسه را طی کند. در بعضی از موارد بیمار بدون اینکه خودش متوجه شود یا تغییری در وضعیت او ایجاد گردداز پدیده های هیپنوتیزمی استفاده می شود.

روشهای ساده ای وجود دارد که همه افراد می توانندبه طور روزمره از آنها در افزایش عملکردهای خود ودرمان بیماریها استفاده کنند .
برای مثال :
قبل از به خواب رفتن در رختخواب طاق باز دراز بکشید , تمام بدنتان را کاملاً رها کنید دستها و پاها از همدیگر جدا باشند , به آرامی ده نفس عمیق بکشید و در حین این عمل کم کم خود را در فضای آرامش بخش مثل کنار دریا یا جای سرسبزیامحل دلخواه تصورکنید. در صورتی که این مراحل را به خوبی انجام داده باشید به آرامش عمیق می رسید , در این شرایط تلقینات مناسب را می توانید به خود بدهید.



  
  

مقدمه:
تعلق و وابستگی به جسمانیت وعادت کردن به آن ، دلیل بسیاری از مشکلات روحی یا حتی از دست دادن لذتهای بی نهایتی است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولین مرحله و گام در رسیدن به عالم آرامش و در واقع رسیدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زیر آموزش ساده ترین نوع خود هیپنوتیزم به عنوان Relaxation ، مقدمه ای برای کنترل ذهن ، راز اصلی تمرکز قوا و حذف تنشهای غیر ضروری و زیانبار بدن است .

مراحل یازده گانه:
1>شروع خواب مصنوعی> مکانی ساکت و دنج پیدا کنید ، آرام روی صندلی ای راحت بنشینید و یا در جایی نرم دراز بکشید (گذاشتن موسیقی ای آرام یا صدای طبیعت می تواند کیفیت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشمارید به طوریکه شماره ها یک در میان با دم و بازدم تنظیم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسی عمیق بکشید و 15 ثانیه نگهدارید سپس با شماره 9 بیرون دهید و همینطور الی آخر. . . در ضمن تصور کنید لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگینتر می شود.
2>رها سازی پاها> ابتدا پای راست خود را از انگشتانش تا کمر(یا تا زانو)در ذهن مجسم کنید . آن را احساس کنید و در ذهن خود تصور کنید که تمام اجزای آن مثل خمیر شل ، گرم و سنگین شود ؛ سنگین سنگین ،این کلمه را 5 بار تکرار کنید ؛ وارد جزئیات شوید و سعی کنید به ترتیب عمل کنید یعنی به خود القا کنید که پای راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگین و گرم شده اند بعد همینطور پای چپ(برای اینکار می توانید در ذهن خود 5 بار به پاهایتان دستور بدهید که آرام سنگین و گرم شو و بگویید لحظه به لحظه پاهایم گرمتر و سنگینتر و شل تر می شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگین و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنید .)
3>رها سازی تنه> یک نفس نیمه عمیق و آرام بکشید و همه بدنتان را رها کنید.حالا عضلات شکم ، سینه ، سرسینه ها و پهلوها را رها کنید ؛ تصور کنید تمام قسمتهای بدنتان شل شده اند لذا این قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگین و گرم شده باور کنید ، می توانید 5 بار ذهنی بگویید از کمر تا کتفم شل و سنگین شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر می شود .(به تصویر کشیدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده ای مثل خمیر یا هر ماده ای که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسیار کمکتان می کند)
4>رها سازی دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان می باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنید ،دقیقا مانند مراحل قبل ؛یعنی تصورکنید تمام اجزای دست مورد نظر شل و سنگین شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنید و 5 بار به خود بگویید دست چپم شل و سنگین شده است ،آرام و رها .
5>رها سازی کتفها و بازوها> کتفها و بازوهایتان را شل ، سنگین و بدون هیچ انقباضی قرار دهید (همانطور که با اعضای قبلی رفتار کردید) ، می توانید تصور کنید همینطور که بازوهای شما سنگین، شل و گرم می شوند به تدریج مثل خمیری نرم ، روان به سوی پاهایتان در جریان است .
6>رها سازی سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پیشانی ، گوشها ، ماهیچه های زیر چشم و موها رسیده است .تصور کنید اختیار این قسمتها دست شما نیست و همه شان شل ، گرم ، سنگین و مایع شده اند ؛ رهایشان کنید و در ذهن ببینید صورتتان آرام و آسوده شل شده است .
7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنید پلکهایتان شدیداً به هم چسبیده اند ، یعنی تصور کنید آنها را با قویترین چسب دنیا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنید که نمی توانید چشمهایتانرا باز کنید آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهایشان کنید .
8>پاکسازی آلودگیها> در این مرحله در ذهن و خیال خود تصور کنید هوایی زلال و شفاف (ترجیحا قابل رویت) به درون ریه هایتان می فرستید به طوریکه این هوا علاوه بر ریه ها ، به تمام سلولها و اتمهای اجزای دیگربدن نیز وارد شده و همه عضلات داخلی و ماهیچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف می کند و به همین دلیل هوای وارد شده سیاه رنگ می شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سیاه که در واقع بیماریها ، نقطه ضعفها ، ناراحتی ها و مشکلاتتان است بیرون می رود . این تنفس شامل دم پاک و بازدم سیاه رنگ را مرتب تکرار کنید و تصور کنید که با بیرون رفتن تنشها و بیماریها به صورت دود سیاه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر می شوید و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نیز کمتر می شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک می شوند و در واقع تمام سلولهای بدنتان را پاک و تمیز و جوانتر شده می بینید .
9>افزایش کیفیت آرامش> تصور کنید کنار دریا در ساحلی بسیار زیبا یا کنار رودخانه ای جنگلی یا در باغی سرسبز و آرام یا روی تشکی نرم و لطیف یا قایقی راحت در وسط اقیانوسی آرام زیر گرمای مطلوب خورشید ونسیم خنک پرطراوتی(و خلاصه هر مکان و فضای آرامشبخشی که بودن در آنجا را دوست دارید )دراز کشیده اید ؛ احساس کنید که نسیم دریا یا صدای آب شما را آرام و آرامتر می کند ، خورشید به صورت حرارتی مطبوع بر شما می تابد و بدنتان را نوازش و گرم می کند . حالا در ذهن بگویید لحظه به لحظه آرامتر می شوم ، دستهایم ، پاهایم ،کمرم ،سینه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگین و سنگین تر می شوند .دست چپم ، سنگین شده سنگین سنگین ، دست راستم شل و آرام شده سنگین سنگین ، گرم گرم ؛ هر نفسی که می کشم مشکلات ، تنشها ،بیماریها و انقباضها از بدنم حذف میشود و من آرام و راحتم ، پاهایم ، سینه ام و سرم سنگین و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و امیدوار .(دقت کنید که تکرار این کلمات و تصور کردن دوباره اجزای بدن به صورتی آرام در افزایش کیفت آرامش شما بسیار مهم است).
10>تلقین خواسته ها> این مرحله ، مرحله تلقین دقیقتر آمال است ؛ هر چه می خواهید و هر آرزوئی که دارید به صورت جمله ای کوتاه در ذهن خود بیان کنید مثلا بگوئید من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر می شوم یا من در درسها یا کارم موفق هستم ،یا من ثروتمندم ،یا من سالمم . حتما این جملات را به زبان حال (نه اینکه از این به بعد می خواهم باشم)و با ساختاری مثبت بیان کنید (ا زکلمات منفی و کلمه نه خودداری کنید) . جملات را چندین بار تکرار کنید و تصور کنید که به هدف خود رسیده اید .دوستان را ببینید که برایتان شادمانی می کنند ، صداها را بشنوید که به شما تبریک می گویند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده می بوسند و موفقیتتان را تبریک میگویند ، احساس بسیار بسیار خوبی دارید .خوش به حالتان.
11>بیدار شدن از خواب مصنوعی> آرام آرام از 1 تا 10 بشمارید ، با هر شماره تنفس را تندتر کنید کوتاه و سریع ، و به خود بگویید وقتی به 10 رسیدم چشمهایم را باز می کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژی . انگشتان پای راست را تکان بدهید ، آنگاه انگشتان پای چپ ،ساق پای راست و ساق پای چپ ؛رانها را به حرکت درآورید ؛ پاها را بالا بیاورید ؛ دستهایتان را تکان دهید ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنید ، تکان بخورید ، شاد و سر حال چشمها را باز کنید و بعد از 30 ثانیه بنشینید با این عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال می کنید .( تذکر مهم اینکه در مرحله 11 حتما با تلقین معکوس ، حالت سنگینی و کرختی بدنتان را حذف کنید مثلا بگویید پای چپم سبک شده ، دمایش عالیست و راحتم ، همچنین حتما تلقین کنید من بعد از بیداری شاد و سرحال و پر انرژی می شوم ، تمام اعضای بدنم در حالت عادی راحتتر و پر انرژی اند.)

نکاتی بیشتر:
> تقسیم کردن بدن به اجزای بیشتربدین منظور است که عمل تن آرامی به آسانی امکانپذیر شود .زیرا مغز فرمانهای جزئی را سریعتر از فرمانهای کلی به اجرا می گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنید تا به مرحله مفید و موثر تن آرامی برسید.
> مثالها ، ترتیب و جملاتی که در این مراحل آورده شده بود بی شک ثابت نیستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که می توانید قوه تخیلتان را به کار بگیرد .طبیعتا پس از انجام یکی دو بار می توانید متناسب سیستم روحی ، جسمی و نیازهای خود آنها را تغییر دهید و سعی کنید تمام مراحل را برای خود سفارشی(Customize)کنید .
> با توجه به تکنیکهای NAC (علم تداعی عصبی شرطی ) در ابتدای مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادی می کنید در ذهن خود تصور کنید مثلا دست چپتان را مشت کرده اید . بعدها در مواقع ضروری ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشین و محیطی شلوغ یا پرتنش که شما این کار یعنی مشت کردن دست چپتان را انجام دهید و چشمهایتان را ببندید ، بلافاصله احساس آرامش می کنید و امواج آلفا ، مغز شما را شاد می کنند.
> در ضمن ذکر این نکته نیز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نیست که آنها را به زبان بیاورید بلکه باید طوری بیان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فریاد کند.
> می توانید جملات مورد نظر را با تنظیم زمانبندی مناسب ،همراه موسیقی ای ملایم بر روی یک نوار کاست ذخیره کرده و از آن در حین انجام دادن مراحل استفاده کنید .
> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدمهای اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرتهای نامتناهی ای که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسیله آنها بتوانید در برابر محیط ، موقعیتها ، فرصتها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و عکس العمل را به کار بندید ...


در پایان
شما هر طور که بخواهید ، همانطور خواهید شد! در جهان پهناور ذهن، به همان صورتی که شما فکر می کنید، نیروهای محرکه و انگیزه دهنده شما، به همان گونه سرنوشت شما را رقم خواهند زد ؛  شما  به طریقی خواهید رفت که به آن باور دارید و تا موقعی که زنده هستید، اراده شما بی صدا نخواهد گشت. پس در تمام جریان زندگی خود به این کلام هوشمندانه توجه داشته باشید: هرگونه که فکر کنم ، همان گونه زندگی خواهم کرد.


منابع :
-تسواک اشتفان، مترجم منصوری ذبیح الله (1370)، کاشف هیپنوتیزم، دفتر نشر فرهنگی

Weiten. W.(1989), Psychology,Themes And Variations, Books/cole Publishing Company California.
Shirimali. N. D(1985),Practical Hypnosis, Khari Daoli,Delhi.
Ousby. J. W(1967), The Teory And Practice. Hypnosis, Thorsons Publishers Limited, North Amptonshire

-هاشم دهقان پور فراشاه. پارامترهای صحیحی بر دانش هیپنوتیزم و مانیه‌تیزم. ؟، ؟.
-ویکی‌پدیا
- رشد و تبیان


  
  

" هیپنوتیزم درمانی" یک روش درمانی است که در یک مرحله یا مراحلی از آن از هیپنوتیزم استفاده می شود. هیپنوتیزم درمانی می تواند به دو شکل متفاوت صورت بگیرد:
1- دگر هیپنوتیزم درمانی
در این حالت، درمانگر پس از صحبت کردن با بیمار و ایجاد آمادگی ذهنی و روحی در او، در صورت نیاز بیمار به القای خُلسه هیپنوتیزمی، او را به عمق مناسبی که برای برنامه درمانی اش مناسب باشد، می رساند و در این شرایط به هیپنوتیزم درمانی می پردازد.
2- خود هیپنوتیزم درمانی
در این روش کافی است بیمار طی 2 یا 3 جلسه ، طریقه استفاده از خود هیپنوتیزم و نحوه درمان و تلقین به خود را بیاموزد. پس از آن می تواند با روشی که یاد گرفته خودش را در خلسه هیپنوتیزمی  قرار دهد و در این شرایط، به صورت ذهنی ، متن تلقین را مرور کند و یا به نوار صوتی که پس از چند دقیقه سکوت. (مدت لازم برای رسیدن او به حالت خود هیپنوتیزم) متن تلقین را پخش می کند ، گوش دهد. در این وضعیت ، بیمار بدون نیاز به مراجعات مکرر به مطب پزشک و صرف هزینه گزاف ، خودش این برنامه درمانی را انجام می دهد.
برای آموزش خود هیپنوتیزم به افراد عادی جامعه، بایستی به نکات زیر توجه شود:

1- آموزش خود هیپنوتیزم راه رسیدن سریع به حالت آرامش است.

2- کسانی که برای آموزش خود هیپنوتیزم مراجعه می کنند ، از سلامت روانی و حداقل هوش متوسط بهره مند باشند.

3- داوطلبان فراگیری خود هیپنوتیزم به این نکته توجه داشته باشند که برای رسیدن به عمق مناسبی از خلسه باید:

الف- استعداد ذاتی داشته باشند.

ب- با هیپنوتیزور همکاری لازم را بکنند.

4- باید به کسانی که مایلند خود هیپنوتیزم را بیاموزند، این نکته مهم را تذکر داد که آنها در حالت خود هیپنوتیزم بیدار و هوشیار بوده و نسبت به صداها و وقایعی که در محیطشان می گذرند، آگاهی دارند و در پایان جلسه معمولاً آنها را به یاد می آورند.

5- آموزش خود هیپنوتیزم با هوش ، قدرت خلاقیت و انگیزه داوطلب رابطه مستقیم دارد. بنابراین کسانی که عقب ماندگی ذهنی یا آشفتگی روانی دارند ، با احتمال زیاد به هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم نمی رسند.

6- کسانی که در مدی تیشن، یوگا، ریلاکس شدن و ... پیشرفت خوبی داشته اند ، خیلی سریع تر و بهتر می توانند خود هیپنوتیزم را یاد بگیرند.

7- کسانی که خود هیپنوتیزم را یاد می گیرند، هر قدرکه بیشتر تمرین کنند، هم زودتر به خُلسه هیپنوتیزم می رسند و هم عمق خلسه آنها بیشتر می شود .

 

تعریف هیپنوتیزم درمانی
"" هیپنوتیزم درمانی"" یک روش درمانی است که در یک مرحله یا مراحلی از آن از هیپنوتیزم استفاده می شود. هیپنوتیزم درمانی می تواند به دو شکل متفاوت صورت بگیرد:
 
1- دگر هیپنوتیزم درمانی: در این حالت، درمانگر پس از صحبت کردن با بیمار و ایجاد آمادگی ذهنی و روحی در او، در صورت نیاز بیمار به القای خُلسه هیپنوتیزمی، او را به عمق مناسبی که برای برنامه درمانی اش مناسب باشد، می رساند و در این شرایط به هیپنوتیزم درمانی می پردازد.
 
2- خود هیپنوتیزم درمانی: در این روش کافی است بیمار طی 2 یا 3 جلسه ، طریقه استفاده از خود هیپنوتیزم و نحوه درمان و تلقین به خود را بیاموزد. پس از آن می تواند با روشی که یاد گرفته خودش را در خلسه هیپنوتیزمی  قرار دهد و در این شرایط، به صورت ذهنی ، متن تلقین را مرور کند و یا به نوار صوتی که پس از چند دقیقه سکوت. (مدت لازم برای رسیدن او به حالت خود هیپنوتیزم) متن تلقین را پخش می کند ، گوش دهد. در این وضعیت ، بیمار بدون نیاز به مراجعات مکرر به مطب پزشک و صرف هزینه گزاف ، خودش این برنامه درمانی را انجام می دهد. 
برای آموزش خود هیپنوتیزم به افراد عادی جامعه، بایستی به نکات زیر توجه شود:
1- آموزش خود هیپنوتیزم راه رسیدن سریع به حالت آرامش است.
2- کسانی که برای آموزش خود هیپنوتیزم مراجعه می کنند ، از سلامت روانی و حداقل هوش متوسط بهره مند باشند.
3- داوطلبان فراگیری خود هیپنوتیزم به این نکته توجه داشته باشند که برای رسیدن به عمق مناسبی از خلسه باید:
الف- استعداد ذاتی داشته باشند.
ب- با هیپنوتیزور همکاری لازم را بکنند.
4- باید به کسانی که مایلند خود هیپنوتیزم را بیاموزند، این نکته مهم را تذکر داد که آنها در حالت خود هیپنوتیزم بیدار و هوشیار بوده و نسبت به صداها و وقایعی که در محیطشان می گذرند، آگاهی دارند و در پایان جلسه معمولاً آنها را به یاد می آورند.
5- آموزش خود هیپنوتیزم با هوش ، قدرت خلاقیت و انگیزه داوطلب رابطه مستقیم دارد. بنابراین کسانی که عقب ماندگی ذهنی یا آشفتگی روانی دارند ، با احتمال زیاد به هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم نمی رسند.
6- کسانی که در مدی تیشن، یوگا، ریلاکس شدن و ... پیشرفت خوبی داشته اند ، خیلی سریع تر و بهتر می توانند خود هیپنوتیزم را یاد بگیرند.
7- کسانی که خود هیپنوتیزم را یاد می گیرند، هر قدرکه بیشتر تمرین کنند، هم زودتر به خُلسه هیپنوتیزم می رسند و هم عمق خلسه آنها بیشتر می شود .


  
  

با پذیرش این اصل که انسان مجموعه ای از جسم و روح یا روان و تن است به این حقیقت می رسیم که با تقویت روان می توان جسم بیمار را نیز نیرویی تازه بخشد یا به اصطلاح در کالبد او روح تازه ای دمید. انسان در تمامی لحظات، آگاهانه یا ناآگاهانه در کلیه جنبه های زندگی در جستجو و تلاش برای یافتن و حفظ تعادل و توازن است. هر گاه نیرویی این توازن و تعادل را بر هم زند، نیرویی متضاد در وجود شخص ایجاد می شود که تقابل آن با نیروی بیرونی موجب بروز بیماری های جسمی یا آشفتگی و اضطراب روحی خواهد شد. پریشانی های روحی به خلاف ناراحتی های جسمی قابل رویت نیستند و حتی در برخی موارد یک آشفتگی روحی خود را به صورت یک بیماری جسمی آشکار می کند و تا زمانی که عامل روحی اولیه از بین نرفته است، بیماری جسمی ناشی از آن نیز درمان نمی پذیرد. بیشتر تجربه های زندگی در ضمیر ناخودآگاه ذهن ما ثبت می شود. بر پایه نتایج پژوهش های روان شناسان، روان آگاه یک انسان سالم قادر است در هر ثانیه 126 واحد اطلاعاتی را مرور و بررسی کند، در حالی که این رقم در روان ناآگاه به بیش از یک میلیون واحد اطلاعاتی در هر ثانیه می رسد. دستگاه خون، تنفس، تنظیم حرارت بدن، تنظیم ضربان قلب تحت تاثیر روان ناآگاه اداره و تنظیم می شوند. حتی فعالیت های بسیار معمولی مغز مانند بویایی، چشایی، بینایی و شنوایی که به نظر آگاهانه می آیند نیز در ابتدا باید به وسیله روان ناآگاه شناسایی شوند و پس از آن در حیطه روان آگاه نفوذ کنند. با توجه به این نکات می توان دریافت که بیشتر تجربیات زندگی ما در روان ناآگاه صورت می گیرد. نابسامانی های محیطی همیشه اتفاق می افتند و این درحالی است که روان انسان تلاش می کند تا در هر لحظه با فشار های روحی و جسمی ناشی از این عوامل و نابسامانی ها مبارزه کند و آنها را به یک تعادل نسبی برساند.


هر گاه فشار این نابسامانی ها از حد قابل تحمل انسان فراتر رود امکان بروز علایم و آثار بیماری های گوناگون وجود دارد. در اغلب موارد علایم این بیماری ها در نقاطی از بدن که پیش از این دچار آسیب دیدگی یا ضعف بوده اند نمایان می شود. برای مثال، علایم ناشی از یک فشار روحی شدید می تواند در محل یک شکستگی قدیمی و بهبود یافته استخوان دوباره درد ایجاد کند. اغلب مردم این نوع دردها را به عنوان درد های عصبی می شناسند.

در بیشتر موارد در ناحیه ای که دچار درد عصبی است هیچ گونه ناهنجاری جسمی یافت نمی شود و هیچگونه ارتباط مشخصی بین جراحت قبلی و آثار بیماری جدید وجود نخواهد داشت. مساله کلیدی دیگری که در مورد اینگونه بیماری ها می بایستی به آن توجه داشت، این است که مسایل و مشکلات مشابه می توانند در افراد مختلف عکس_ العمل های متفاوتی را ایجاد کنند. برای مثال، مرگ مادر در خانواده ای می تواند فرزندی را اسیر افسردگی کند، اضطراب را برای فرزند دیگر به همراه داشته باشد و در فرزند سوم هیچ گونه تاثیری بر جای نگذارد. این در حالی است که هر سه فرزند به مادر خود علاقمند بوده اند و به او عشق می ورزیدند. در این موارد بدون کمک هیپنوتیزم نمی توان به علت ایجاد تغییرات متفاوت به وسیله یک محرک مشابه پی برد. اما با روشن شدن علت از طریق کاربرد روش هیپنوتراپی می توان امکانات گسترده ای را برای از میان بردن آن و بهبود وضع بیمار فراهم آورد.

کاربرد دو شیوه هیپنو آنالیز و هیپنوتراپی در تشخیص عامل اصلی بروز بیماری هایی که از نظر جسمی هیچ گونه دلیلی برای ایجاد آنها وجود ندارد و یا نمی توان هیچ نشانه ای از علایم رنج آور را در بدن بیمار یافت، بسیار موثر خواهد بود. برای مثال، اگر شخصی از تنگی نفس رنج می برد اما در بررسی های بالینی هیچگونه نشانه ای از بیماری دستگاه تنفسی در وی یافت نمی شود، می توان علت بروز بیماری را در اضطراب ها و فشار های روحی فرد جستجو کرد. در این گونه موارد اضطراب و فشار های روحی در طی سالیان متوالی روی هم انباشته شده اند و در نهایت آثار خود را به صورت یک بیماری جسمی آشکار کرده اند. به جرات می توان گفت که اغلب بیماری هایی که به این شکل بروز می کنند و در اصطلاح پزشکی بیماری های روان - تنی نام گرفته اند، در خاطرات گذشته و احساسات نهفته در روان ناآگاه بیمار ریشه دارند. احساسات و خاطراتی که روان آگاه به علل و دلایل گوناگون از جمله احساس گناه آنها را سرکوب کرده و در ظاهر به باد فراموشی سپرده است.

 

این گونه بیماری ها یا بیماری هایی که بخشی از علل آنها روان تنی است همه از یک معادله ساده پیروی می کنند:

آمادگی قبلی فشار روحی = بیماری های روان تنی

 آمادگی قبلی می تواند شامل وضع سلامت جسمی و روحی شخص در گذشته، قابلیت و صلاحیت کنونی روحی وی و همچنین تاثیر عوامل محیطی باشد. فشار های روحی می تواند به مجموعه ای از ترس ها، اضطراب ها و نگرانی های واقعی یا خیالی شخص مربوط باشد. این فشار ها ممکن است حقیقی باشند یا تنها در تخیل انسان رخ دهد. فشار های محیطی شامل حوادث ناگواری است که درست پیش از ظهور علایم بیماری برای بیمار اتفاق افتاده باشد. شرایطی مانند مرگ افراد خانواده، وقوع جنگ ، حوادث طبیعی، شرایط نابسامان مالی و اجتماعی، مشکلات خانوادگی و غیره می توانند دست به دست هم دهند و محیط مساعدی را برای ایجاد بیماری روان تنی، در شخص مساعد فراهم آورند. از شایعترین بیماری های روان تنی می توان به انواع حمله های ترس1، نابسامانی ها و اختلالات اضطرابی2، افسردگی، وسواس، بیماری های محیطی و مانند آن اشاره کرد. در اغلب این بیماری ها ریشه های مشترک ""گناهان سرکوب شده ""و ""خصومت "" به عنوان عامل اصلی بروز بیماری حضوردارند. در این گونه موارد می توان از هیپنو تراپی برای ایجاد محیطی متعادل و موزون در درون خسته بیمار استفاده کرد و بسیاری از بیماران پس از دست یابی به این مرحله، بهبودی می یابند. بسیاری از موارد سردرد، دل درد، صدای گوش، لکنت زبان، حساسیت، ترس، دلهره و اضطراب، افسردگی، بی حوصلگی و بی خوابی به دلیل اختلالات درونی ایجاد می شوند. در یک طرف این اختلالات همان گونه که اشاره شد، فشار نیروی متقابل روان ناآگاه قرار دارد که با از بین بردن آن می توان تعادل درونی را دوباره برقرار کرد و در این حالت یا بیماری روان-تنی از بین می رود و یا شدت آن به میزان بسیار زیادی کاهش می یابد. در مواردی که هیچ یک از معاینات و آزمایش ها ی پزشکی در یافتن عامل سبب شناختی بیماری به جایی نمی رسند، پذیرش ریشه های غیر جسمی بیماری بیماران با مقاومت کمتری رو به رو خواهد بود. هنگامی که بیمار این حقیقت را می پذیرد که بیماری او جنبه روان-تنی دارد در واقع نخستین گام را در جهت بهبود و درمان خویش برداشته است. بدون پذیرش این حقیقت از سوی بیمار دستیابی به بهبودی به هیچ عنوان امکان پذیر نخواهد بود. اعتماد به شخص درمان گر (Therapist) نکته مهمی است که در بهبودی بیماران اهمیت بسزایی دارد.


درمان گر شخصی است که بیمار بتواند با اعتماد کامل مشکلات خود را در مراحل اولیه درمان با وی درمیان بگذارد. شمار اندکی از بیماران می توانند به تنهایی و بدون درمان گر به بهبودی دست یابند. استفاده از شیوه خود هیپنوتیزم (self hypnosis) بدون نظارت کارشناس هیچگونه تاثیری در بهبودی این گونه بیماران نخواهد داشت زیرا در خود هیپنوتیزم دستیابی به دو فرایند بازگشت (regression) و تخلیه (abreaction) که مهمترین بخش درمان به شمار می رود به سادگی امکان پذیر نخواهد بود. از آنجا که ریشه های بیماری روان-تنی در ضمیر ناخود آگاه فرد قرار دارد، امکان اینکه شخص خود به آنها دست بیابد وجود نخواهد داشت.

 در خاتمه باید به این نکته اشاره کرد که قدرت هوش و اراده شخص در بهبود این گونه بیماری ها بسیار ناچیز است و سهم اساسی در درمان بر عهده دو عامل میزان تمایل بیمار برای بهبودی و بینش سازی صحیح برای وی است. به منظور بینش سازی صحیح برای بیمار حضور شخص درمان گر الزامی خواهد بود.

مغز و امواج مغزی در هینوتیزم
راستی در حالت هیپنوتیزم چه اتفاقی می افتد؟ آیا اظهارات هیپنوتیزم شدگان درست است؟
براستی چه اتفاقی در درون بدن انسان می افتد که چنین اتفاقاتی رخ می دهد؟
کدام قسمت از مغز یا ذهن مسئول این تغییرات درونی است؟
آیا واقعا"" این پدیده قابل بررسی از دیدگاه های عمیق بالینی نیست؟
مطالعات انجام شده در مورد مغز انسان، با جداسازی دو نیمکره مغزی در مورد برخی از بیماران صرعی نشان دهنده این واقعیت بوده است که ما در واقع دارای دو مغز هستیم که بطور مستقل از یکدیگر عمل می نمایند. بدین ترتیب با مواجه با محرک های محیطی آنها بطور یکسان عمل نمی نمایند و هرکدام توانائی خاص خودشان را دارا هستند. هر نیمکره مغزی دارای وظایف و توانائی های خاص خودش است وصرفا"" به محرک هائی واکنش نشان می دهد که در سیطره توانائی خودش باشد (Watzlawick,1978)
یک مجله مشهور آمریکائی تصویر خیلی ساده شده کارکرد نیمکره های مغز را نشان می دهد (شکل روبرو) :


همانگونه که در تصویر نیز مشاهده می شود مراکز ادراکات، احساسات و تخیلات و اندریافت هنری، موسیقی، مجسمه سازی و رقص در نیمکره راست مغز و مراکز مرتبط با منطق، ریاضیات، توانشهای کلامی و نگارشی و فهم علوم و فنون در نیمکره چپ مغز قرار دارد. بارنت (Barent,1981) ، در مطالعه خود متوجه گردید که با فعال شدن نیمکره راست مغز توانائی تصوراتی (Imaginative ablity) و هیپنوتیزم (hypnotizability) افزایش می یابد.
هیلگارد (Hilgard,1979) در مطالعاتی که روی افراد انجام داد به این نتیجه رسید که بین قدرت تصورات و قدرت خیال پردازی و هیپنوتیزم ارتباط نزدیکی وجود دارد. اریکسون (Erikson,1981) ، کشف نمود بیمارانی که با مشکلاتشان بطور منطقی و تحلیلگرانه (Analytical) برخورد می کنند و آمادگی بیشتری از دیگران برای حل مسائل منطقی دارند دیرتر و به سختی هیپنوتیزم می شوند.
بارنت (Barent,1981) ، اظهار نموده که نیمکره راست هشیاری (Consciousness) فرد را تحت سلطه خود دارد و بطور غیر مستقیم تأثیر در آگاهی (Awarness) دارد. چن، دورکین وبلوم کوئیست (Chen,Dworkin & Bloomquist,1981) عنوان نموده اند که نیمکره چپ در هشیاری نرمال (Normal Consciousness) مسلط هستنند و بیشتر فعالیت دارند حال آنکه نیمکره راست به نسبت فعالیت بیشتری را در حالت تغییر یافته آگاهی دارد.
میلر (Miller,1979): وقتی یک محرک قوی، جاذب و ثابت بکار برده می شود، برای مثال محرکی مثل کریستال برای خیره کردن چشم، این باعث کاهش و ساکن شدن فرایند تداعیات وارتباطات در کورتکس حسی می شود.
 این حالت باعث و عامل تجزیه و انفکاک (Dissociation) و کاهش و نقصان در فعالیت های جسمانی می شود. به عبارت دیگر ساکن شدن ارتباطات در مراکز حسی کورتکس باعث کاهش در فعالیت های جسمانی می شود. تعداد قابل توجهی از محققین اظهار داشته اند که هیپنوتیزم یک حالت تغییر یافته از هوشیاریست (An altered state of Consciousness). هیلگارد (Hilgard, 1986) ، در زیربنای تئوریک هیپنوتیزم به لحاظ ذهنی اظهار می کند که هیپنوتیزم یک وضعیت تجزیه یا انفکاک در هشیاری ایجاد می کند. این انفکاک شامل یک شکاف در فرآیندهای روانی شده و آن را به دو شق یا قسمت از آگاهی در می آورد. یکی از این دو بخش در ارتباط با هیپنوتیزم کننده و محیط و جهان بیرون است و بخش دیگر مربوط به دنیای درون و ناظر درونی(Hidden Observer) است. هیلگارد اعتقاد دارد که اثرات هیپنوتیزم محصول این هشیاری تفکیک شده است. برای مثال زمانی که سوزنی به دست سوژه هیپنوتیزم شده فرو می رود و به سوژه گفته می شود که او کاملا"" نسبت به درد بدون واکنش باقی می ماند یا اصلا"" دردی را احساس نمی کند، واقعیت اینست که آگاهی بیرونی یا آگاهی مرتبط با هیپنوتیزم شونده می گوید که دردی احساس نمی کند، و از آنجائیکه بین هشیاری شکاف افتاده احساس درد نمی تواند به آگاهی درونی به دلیل انفکاک منتقل شود و در نتیجه دردی احساس نمی شود. در واقع آگاهی بیرونی تحت تأثیر حرف های هیپنوتیزم شونده است.
امواج مغز
تغییرات در هوشیاری رابطه بسیار نزدیکی با تغییرات الکتریکی در مغز دارد. همانگونه که می دانیم فعالیت های الکتریکی در مغز در چهار نوع یا شکل کلی نمایش داده می شود:
1- داری و هوشیاری کامل - امواج 13 تا 24 سیکل در ثانیه (بتا Beta)
2- حالت ریلکس جسمانی - امواج 8 تا 12 سیکل د رثانیه (آلفا Alpha)
3- حالت خواب سبک - امواج 4 تا 7 سیکل د رثانیه (تتا Teta)
4- حالت خواب سنگین-امواج 4 سیکل در ثانیه (دلتا Delta)
- مطالعات نشان داده که هنگام هشیاری یا هنگام حل مسائل ریاضی یا تفکرات، امواج (بتا) فعالیت مسلط دارند.
- هنگام استراحت و آرامش امواج (آلفا) فعالیت مسلط دارند.
- در رویاهای روزانه و یا تخیلات، هشیاری کاهش می یابد. در واقع خیال بافی شاید یکی از خواصش این باشد، که قدری انسان را از فشارهای استرس زا ی زندگی رهایی بخشد. در توهم آگاهی کاملا"" قطع می شود. قطع کامل از واقعیات زندگی. کیفیت توهم، در هیپنوتیزم و بیماران روانی فرق دارد در حالت هیپنوتیزم حالتی شبیه به شبه توهم (Psudohallucination) دارد.
- بررسی های انجام شده نشان داده که در عمیق ترین درجات هیپنوتیزم درصدی آگاهی وجود دارد.
- حتی در خواب عمیق معمولی یا حتی بیهوشی به همین صورت درصدی آگاهی وجود دارد(Rymer, 1987). برای مثال برخی از محرک های خاص ممکن است در حالت خواب عمیق یا حتی بیهوشی شنیده شوند. مادر، در خواب عمیق متوجه کوچکترین سر و صدای فرزند نوزاد خود می شود، حال آنکه شاید هرگز متوجه رعد و برق شدید نشود (Bernnet, 1982)
- بعضی ازافرادی که در بیهوشی عمیق قرار داشتند، بعد از بیرون آمدن از بیهوشی برخی از حرفهای پزشکان را عنوان می نمودند و این نشاندهنده درصدی آگاهی بوده است (Rymer)
- هیپنوتیزم خواب نیست، بیهوشی هم نیست، بلکه حالتی شبیه به خواب آلودگی است. در قویترین درجات هیپنوتیزم درصدی آگاهی وجود دارد و فرد می داند چه می کند و چه اتفاقی می افتد.
- در هیپنوتیزم سبک امواج آلفا و در هیپنوتیزم عمیق امواج بین تتا و دلتا گزارش شده است.

اصول هیپنوتیزم
خطرات و عوارض احتمالی هیپنوتراپی:

این درست است که هیپنوتیزم یکی از سالمترین و بی خطر ترین ابزارهای Alternative Medicine است اما نباید با ساده انگاری از خطرات بالقوه ای که در کاربرد نامتناسب آن وجود دارد غافل باشیم در واقع پزشک در کاربرد هیپنوز برای درمان بیماران مانند هر روش و ابزار دیگری باید کاملا از نحوه کاربرد موارد استفاده و موارد منع استفاده آن آگاه باشد .

در استفاده از هیپنوتیزم در هیچ گروه تشخیصی از مردم هیچ کنترااندیکاسیونی وجود ندارد بجز آنهایی که از Paranoid disorder یاschizophreniaParanoid رنج می برند .واین بخاطر این نیست که هیپنوتراپی واقعا خطرناک باشد وبه بیماران صدمه برساند بلکه به دلیل این است که فرد پارانوئید درک درستی از آن ندارد ...

به صراحت می توان گفت وقتی هیپنوز را یک پزشک آموزش دیده با تجربه شایسته دارای شرایط لازم بکار ببرد هیچ خطری برای بیمار ندارد حتی نه برای سایکوتیکها و نه سایر اختلالات شخصیتی.

اما یک اخطار بزرگ و حیاتی این است که تنها وتنها خطر واقعی هیپنوتراپی زمانی است که آن را یک هیپنوتیزور غیر ماهر و بی صلاحیت انجام دهد .
Hypnosis is not a party game...

خود هیپنوتیزم:

خود هیپنوتیزم طریقی است برای نگرش به درون , رجعتی است به خویشتن خویش و با استفاده از خلسه هیپنوتیزمی انسان بینشی عقلانی و احساسی نسبت به خود پیدا می کند . افرادی که هیپنوتیزم درمانی را بکار می برند معتقدند که ریشه بیماریهای روانی انسان در نوعی نگرش منفی نسبت به خود محیط و آینده است و نوروز ها از طریق نوعی نگرش منفی نسبت به خود ایجاد می شود. درمان این بیماریها بوسیله خود هیپنوتیزم ودادن تلقینات سازنده و عقلانی به خود ممکن است. خود هیپنوتیزم خود تلقینی یا تلقین به نفس است . در اصل همه هیپنوتیزم ها از نوع خود هیپنوتیزم هستند و اگر فرد خودش نخواهد در حالت خلسه قرار گیرد این غیر ممکن است. در دگر هیپنوتیزمی فردی دیگر با مهارت خود سوژه را راهنمایی می کند تا در شرایط خلسه قرار گیرد و سپس تلقینات لازم را به او می دهد.در خود هیپنوتیزم خود فرد نقش این راهنما را بازی میکند و فرایند درمانی را خودش اداره می کند . در خود هیپنوتیزم اهمیت تصویر سازی به مراتب از تمرکز که در دگر هیپنوتیزمی استفاده می شود بیشتر است . در بیشتر روشهای درمانی هیپنوتراپی , خود هیپنوتیزم جزئی از برنامه درمانی است . استفاده از این روش در درمانها به منظور افزا یش اعتماد به نفس , افزایش امید به درمان , سرعت بخشیدن به بهبودی کنترل اضطراب و کسب آرامش ایجاد سازگاری با بیماری و پذیرش آن و راه بهبود آن ،افزایش کیفیت زندگی بیماران , کاهش و تسکین درد و ... انجام میشود. همچنین به منظور افزایش قدرت حافظه و یادگیری، افزایش قدرت تمرکز و مهارتهای اجتماعی ونیز کسب موفقیتهای مختلف در زندگی و... به طور گسترده در بین افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجویان قابل استفاده است .


  
  

در بررسی های تاریخی به پدیده های برخورد می کنیم که در هاله هایی از ابهام و تعابیر درست و نادرست قرار گرفته است. این هاله های ابهام انگیز شرایطی را باعث می شوند که مرزهای واقعی این پدیده ها در هم شکسته و جایگاه واقعی آنها معرفی نگردد. علل به وجود آمدن این شرایط ابهام انگیز عظمت برخی از این پدیده ها و جاذبیت آنها و عدم توانایی در فهم و شناخت کامل آنهاست. یکی از این پدیده ها هیپنوتیزم است. پدیده هایی که همواره مورد توجه عام و خاص و تعابیر مختلف بوده است. عده ای این پدیده را نفوذ مغناطیسمی ، عده ای جادو، عده ای یک رابطه خاص درونی و روحی و عده ای یک رفلکس شرطی شده در قبال تلقینات خاص می دانند.
وقتی دکتر آنتون مسمر طبیب اتریشی در سال 1775 میلادی پدیده ای به نام ""مانیه تیزم"" که امروزه آن را ""هیپنوتیزم"" می نامند را کشف کرد و اقعا"" نمی دانست که چه چیزی را کشف کرده است. حتی بسیاری از علمای علاقمند به این پدیده نیز واقعا"" نمی دانستند که این پدیده چگونه بوجود می آید. دکتر مسمر تصور می کرد راه جدیدی را برای معالجه امراض روانی کشف کرده است.
 ولی متوجه نبود که پدیده عظیمی را کشف کرده که دهها راه دیگر از آن منشعب می شود و معالجه امراض یکی از آنهاست و دهها علم دیگر که احیانا"" هیچ ارتباطی با طبابت نیز در آن وجود دارد. هیپنوتیزم یک حالت روحی خاص شبیه به خواب آلودگی است. یک حالت سرشار از آرامش و بدور از تفکرات گوناگون. در حالت هیپنوتیزم تفکرات فرد صرفا"" معطوف و متمرکز بر صحبت های هیپنوتیزم کننده یا هیپنوتیزور می باشد. برخی از نظریه پردازان اعتقاد دارند که در حالت عادی فرد دارای یک توجه تعمیم یافته است و تقریبا"" به بسیاری از موضوعات اطراف خود توجه نسبی دارد و صرفا"" متمرکز به یک موضوع خاص نیست و اگر هم بخواهد به موضوع خاصی متمرکز شود این تمرکز باعث قطع توجه کلی از موضوعات اطراف نمی شود. در حالت عادی فرد ضمن تمرکز نسبی به یک موضوع خاص بطور اتوماتیک روی موضوعات و شرایط اطراف نیز توجه دارد. ولی در حالت هیپنوتیزم شرایطی در فرد ایجاد می شود که می تواند روی یک موضوع یا موضوعات خاص تمرکز بدهد و تقریبا"" توجه نسبی به موضوعات و شرایط اطراف قطع شود.
در حالت هیپنوتیزم ذهن قادر خواهد شد صرفا"" روی یک موضوع یا تعداد محدودی از موضوعات متمرکز شود و توجه نسبی به محیط و اطراف تقریبا"" قطع می شود. بدین ترتیب تمرکزی که فرد در حالت هیپنوتیزم می تواند داشته باشد قویتر از حالت عادی است. درحالت هیپنوتیزم تلقین پذیری فرد و قدرت تخیلات و تصویر سازی ذهن افزایش می یابد و هرچه درجه هیپنوتیزم عمیق تر شود این خصوصیات نیز قویتر می گردند. در همین راستا برخی از نظریه پردازان اعتقاد دارند که هیپنوتیزم چیزی جز یک تمرکز برتر نیست یا به عبارتی: “Hipnotism is a Super Concentration”

 


  
  

هیپنوتیزم شدن، نشانه ضعف روحی نیست!
همانطور که دکتر اشپیگل اظهار می دارد:
هیپنوتیزم شدن نشانه سطح بالایی از هوش و استعداد و نمایانگر قدرت و قابلیت فرد در انجام تمرکز است.

نحوه ایجاد هیپنوتیزم و امکانات درمانی آن
بیمار در صورت تشخیص پزشک معالجش و تمایل خودش می تواند از هیپنوتیزم در برنامه درمانش استفاده کند. برای انجام موفقیت آمیز جریان درمان بیمار باید:
- ذهن خود را از کلیه افکار انحرافی خالی و پاک کند.

- به اصالت علمی هیپنوتیزم و قابلیت عملی هیپنوتیزور اعتقاد و ایمان داشته باشد.

- به اندازه کافی قدرت تمرکز و تصور داشته باشد.

- به برنامه ای که هیپنوتیزور برای درمان بیماری  و یا رفع مشکل او مطرح کرده، مطمئن باشد.

در مورد و شرایط زیر هیپنوتیزم اثرات درمان کننده اثبات شده ای دارد:

- درمان پرخوری و چاقی

- ترک اعتیاد به دخانیات ، الکل و بسیاری از مواد مخدر

- درمان بی خوابی

- معالجه حالات اضطرابی

- درمان حالات هیجانی

- معالجه افسردگی

- درمان ضعف و فقدان اعتماد به نفس

- ایجاد انگیزه و امید

- درمان وسواس و رفتارهایی که فرد به صورت اجباری انجام می دهد

- درمان عادت جویدن ناخنها

- معالجه عدم قدرت درتمرکز فکری

- درمان لکنت زبان در مواردی که نقص عضوی در کار نباشد

- درمان حالاتی که فرد در شناخت هویت خود دچار مشکلاتی شده است

- درمان انواع ناتوانی ها و مشکلات جنسی


  
  

-آیا هیپنوتیزم فقط تلقین است؟ آیا نیروئی در القاء خلسه دخیل نیست؟ در حالیکه براحتی می توان وجود نیرو را احساس کرد.
2-آیا امکان تاثیر بر اشیاء با نگاه در حالت هیپنوتیزمی وجود دارد؟
3-آیا ممکن است کسی هیپنوتیزم شده و دیگر بیدار نشود؟
4-آیا امکان درمان MS با هیپنوتیزم وجود دارد؟
5-آیا می توان با کمک هیپنوتیزم تناسخ را اثبات کرد؟
6-چه کسانی مجاز به استفاده از هیپنوتیزم در درمان هستند؟
7-دوره های آموزشی هیپنوتیزم چگونه است؟

1-آیا هیپنوتیزم فقط تلقین است؟ آیا نیروئی در القاء خلسه دخیل نیست؟ در حالیکه براحتی می توان وجود نیرو را احساس کرد.
تحقیقات نشان داده است که هیپنوتیزم فقط با تلقینات مناسب ایجاد شده و هیچ ارتباطی با هیچ نیروئی ندارد. هیچ چیزی جز تلقین در هیپنوتیزم نقش ندارد، البته تلقین هم کم اثر نیست، بخصوص وقتی دانش ما از قواعد تلقین و پیچیدگیهای روان را هم در نظر گیریم، بحث وجود نیرو یا آنطور که بیشتر رایج است نیروی مغناطیس حیوانی، منیطیسم یا هر نیروی دیگری بحثی تاریخی است و به زمانی برمیگردد که مغناطیس تازه در فیزیک کشف شده بود و برای بسیاری از جمله مسمر و ساموئل هانمان پدر هومیوپاتی جالب بود . در آن روزگار هر کشف تازه ای بخصوص در فیزیک برای توصیف و تبیین سایر پدیده ها از جمله طب و روانشناسی استفاده می شد. مسمر نیروی مغناطیس و مغناطیس حیوانی را از همین موضوع اقتباس ومورد استفاده قرار داد. بحث بیشتر در این خصوص را به تاریخچه هیپنوتیزم و کتب مربوطه می سپاریم. اما ازتاثیر تاریخچه هیپنوتیزم در چنین طرز فکری مهمتر، آنچه باعث ماندگاری باور به وجود نیرو شده این است که در اکثر تکنیکهای هیپنوتیزمی از کلمه نیرو استفاده می شود، مثلااین جمله که :تا چند لحظه دیگر نیروئی دست شما را به سمت بالا می کشد . اما باید توجه داشت که احساس نیرو به منزله وجود نیرو نیست. بکار بردن کلمه نیرو صرفا اثر تلقین را بهتر می کند، به عبارتی نوعی کاربرد استعاره یا مثال METAPHOR است که بحثی مفصل درآموزش تکنیکهای هیپنوتیزمی و هیپنوتیزم درمانی است و باعث افزایش تاثیر تلقین های ما می شود. استفاده از استعاره دیگری مانند : تجسم کن چند بادکنک با رنگهای زیبا و قشنگ به انگشتان و مچ دست شما بسته شده و دست شما را به سمت بالا می کشد همان اثر را دارد، ولی از کلمه نیرو استفاده نکرده است. متاسفانه استفاده از استعاره نیرو که در تکنیکهای هیپنوتیزمی بسیار کاربرد دارد وقتی با تاریخچه و ادعاهای غیر علمی مسمر و ادعاها و عدم مطالعه بعضی همراه می گردد، این اشتباه را بیشتر رواج می دهد. به هر حال ساده ترین پاسخ به این سؤال این است که احساس وجود چیزی هیچوقت دلیل بر وجود آن نیست.
2-آیا امکان تاثیر بر اشیاء با نگاه در حالت هیپنوتیزمی وجود دارد؟
خیر، این موضوع هیچ ارتباطی با هیپنوتیزم ندارد. در پاندول شورل که در آن با نگاه به پاندول می توان جهت حرکت آن را تعیین کرد ارائه تلقینات مناسب و قرار دادن نخ پاندول در دست سوژه الزامی است وگرنه هیچ اتفاقی در حرکت پاندول نمی افتد. اینکه بعضی می گویند مرتاض هندی روزی قطاری را با نگاه متوقف کرده است ممکن است صحت داشته باشد اما اثبات کننده امکان تاثیر بر اشیاء با نگاه نیست، بحث در خصوص این چنین قدرتهائی به رشته فراروانشناسی مربوط است و ارتباطی با روانشناسی و هیپنوتیزم ندارد.برای اثبات یا رد چنین ادعاهائی نیز ملاحظات خاصی در رشته فراروانشناسی باید در نظر گرفته شود که موضوع بحث ما نیست.در هر صورت آنچه پدیده های هیپنوتیزمی نام گرفته اند قابل تکرار، قابل آزمایش و قابل آموزش هستند و آنچه قابل تکرار نیست ،قابل آزمایش و آموزش به صورت معمول نیست فراروانشناسی بوده و بحثی متفاوت است. در هر صورت نه می توان با هیپنوتیزم اشیاء را با نگاه حرکت داد، نه می توان از غیب سخن گفت، نه با ارواح ارتباط برقرار کرد.

3-آیا ممکن است کسی هیپنوتیزم شده و دیگر بیدار نشود؟
یافته های جدید نشان داده اند که هیپنوتیزم نه خواب است، نه حالتی شبیه به خواب و جالب تر آنکه هنوز هیچ تغییر فیزیولوژیکی که اختصاصی برای هیپنوتیزم باشد یافت نشده است. هیپنوتیزم یعنی با کمک تلقین تغییر دادن، لذا اگر کسی هیپنوتیزم شود به سادگی می تواند بیدار شود. تاخیر در بیدار شدن نشانه مقاومت یا بروز عوارض است که اگر کسی آموزش صحیح هیپنوتیزم درمانی را دیده باشد هرگز با چنین مشکلی مواجه نخواهد شد. ساده ترین روش مقابله با این مشکل نیز حفظ خونسردی و آرام کردن سوژه است. کافی است به او اجازه دهیم چند دقیقه ای بخوابد یا چند لحظه ای آرام در جائی بنشیند و استراحت کند، یا چند نفس آرام و عمیق بکشد، هر کدام از این ها حتما اثر تلقینات نامناسب را رفع می کند. آنچه اغلب منجر به این مشکل می شود اضطراب هیپنوتیزم درمانگر ناوارد، هیجان زدگی اطرافیان و ترسیدن سوژه است وگرنه در موارد عادی هرگز مشکلی پیش نمی آید.
4-آیا امکان درمان MS با هیپنوتیزم وجود دارد؟
بیماری MS یکی از بیماریهای صعب العلاج سیستم عصبی است که در آن میلین سلولهای عصبی دچار مشکل می شود. این بیماری در سیر پیشرفت خود فراز و نشیبهای زیادی دارد و متاسفانه در حال حاضر درمان موفقی ندارد. هیپنوتیزم نیز نقشی در درمان MS نداشته و هیچ مرجع رسمی هیپنوتیزم درمانی را برای درمان MS توصیه ننموده است. آنچه باعث این اشتباه که هیپنوتیزم می تواند MS را درمان کند می شود آن است که در بیماریهائی چون MS ، امید به بهبودی می تواند احساس بهبودی ایجاد کند ولی متاسفانه باعث بهبودی نمی شود. لذا باید توجه داشت که هرگز درمان اصلی را زیر نظر یک متخصص اعصاب داخلی به امید چنین احساس زودگذری رها نکنیم.
5-آیا می توان با کمک هیپنوتیزم تناسخ را اثبات کرد؟
یکی از پدیده های جالب هیپنوتیزمی بازگشت سنی است که می تواند در بعضی به شکل تجدید حیات سنی هم مشاهده شود. تجدید حیات سنی یعنی سوژه دوران کودکی مثلا سه سالگی خود را عینا تجربه کند، بنحوی که رفتارش،احساسش ، حافظه اش و… بچگانه شود. می توان همین تلقینات را ادامه داد به نحوی که سوژه احساس کند در درون رحم مادر یا در قالب انسان دیگری در نسل های قبل است. نکته مهم که اغلب به آن توجه نمی شود این است که سوژه روبروی ما، همان سوژه قبلی است و فقط در حالت هیپنوتیزم با تلقینات مناسب تغییراتی را در احساس،ادراک،حافظه و… خود تجربه کرده است، او این تغییرات را احساس می کند و واقعا سه ساله نشده است، واقعا به رحم مادر برنگشته و واقعا به نسلهای قبل نرفته است. تمام این احساسات با دستکاری ما ایجاد شده، و با دستکاری ما قابل تغییر است. این پدیده ها از جذابیت های هیپنوتیزم حکایت می کنند و کاربرد های درمانی خاصی دارند . تناسخ یعنی عقیده به این که ما قبل از آنکه در جسم فعلی زندگی کنیم، قبلا به شکلی زندگی می کرده ایم، این عقیده چه صحیح و چه غلط، امکان اثبات یا رد آن با هیپنوتیزم وجود ندارد.
6-چه کسانی مجاز به استفاده از هیپنوتیزم در درمان هستند؟
هیپنوتیزم بر خلاف نظر عده ای علم متفاوتی نیست، درمان مجزائی هم نیست،بلکه روشی است که در موارد خاص و محدودی نظیر تحقیقات و درمان کاربرد دارد، لذا بجز در تحقیقات فقط کسانی می توانند از هیپنوتیزم در درمان استفاده کنند که صلاحیت درمان داشته باشند، چه صلاحیت قانونی که قانون تعیین می کند و مراجع ذیصلاح بر آن نظارت دارند و چه صلاحیت علمی، صلاحیت علمی یعنی کتب علمی و مجلات مرجع و دانشگاهی کاربرد آن روش را در مورد بیماری خاصی و توسط شاغلین رشته خاصی تائید کرده باشد. در حال حاضر هیپنوتیزم از درمانهای طب حاشیه جدا شده و به عنوان روش رواندرمانی در کتب مرجع روانپزشکی نظیر روانپزشکی کاپلان و سادوک آمده است. امروزه پزشکان، دندانپزشکان، ماماها، پرستاران و روانشناسان در حیطه شغلی و علمی خود به استفاده از هیپنوتیزم مجاز هستند. به عبارتی کسانی مجاز به استفاده از هیپنوتیزم در درمان هستند که مجاز به درمان درآن بیماری بدون هیپنوتیزم نیز باشند، مگر آنکه به صورت تیمی و زیر نظر درمانگر اصلی و به عنوان دستیار فعالیت نمایند. با این توصیف استفاده از هیپنوتیزم در درمان احتیاج به مجوز اختصاصی ندارد، اگر پزشک، دندانپزشک ، ماما ، پرستار یا روانشناس هستید (در کلیه گرایشها ) یعنی مجوز کار در این رشته ها را دارید می توانید از هیپنوتیرم نیز مشابه سایر روشهای درمانی استفاده کنید. به طور کلی، اقدام به درمان با هیپنوتیزم فقط در صلاحیت کسانی است که مجوز درمان در رشته خود را دارند و تسلط بر فنون هیپنوتیزم به خودی خود نه مجوزی برای درمان می باشد و نه استفاده از آن در درمان احتیاج به مدرکی متفاوت از رشته اصلی دارد.
7-دوره های آموزشی هیپنوتیزم چگونه است؟
دوره های آموزشی هیپنوتیزم بر حسب تئوریهای مختلف قدری متفاوت است. هر چند تکنیکهای هیپنوتیزمی در طول زمان ثابت مانده اند و تغییری نکرده اند، اما تغییر در تئوریها، نگاه ما به تکنیکها،کاربردها و نحوه آموزش هیپنوتیزم را نیز متفاوت کرده است.دوره های آموزشی هیپنوتیزم در حال حاضر ویژه پزشکان، دندانپزشکان، ماماها، پرستاران و روانشناسان در کلیه گرایشها می باشند.طول این دوره ها بر حسب رشته های مختلف و نیازهای آموزشی آنها در کشورهای مختلف متفاوت است. اما یک دوره متعارف دوره ای 2-3 ماهه است که اغلب سر فصلهای زیر را کم و بیش دارا است: 1-تعریف و توصیف هیپنوتیزم،تاریخچه و کاربردهای آن 2-اصول تلقین شناسی، قواعد تلقین و فارماکولوژی تلقین 3-تلقینهای بیداری 4-تکنیکهای ساده و پیچیده هیپنوتیزمی 5-تکنیکهای عمیق سازی و پدیده های هیپنوتیزمی 6-عوارض و روشهای کنترل آن 7-مقاومت و روشهای رفع آن 8-استعدادهیپنوتیزم پذیری و روشهای افزایش آن 9-رویکرد مختلف در درمان با هیپنوتیزم 10-خود-هیپنوتیزم و هیپنوتیزم گروهی البته این سر فصل هل بسته به ترکیب شرکت کنندگان ، سرعت آنها در یادگیری تکنیکها و حل تمرینها و... متفاوت است. در این دوره ها تاکید اصلی بر آموزش تکنیکهای هیپنوتیزمی است ولی درمان چاقی ، زایمان بدون درد و اضطراب امتحان نیز اغلب تشریح می گردد.

هیپنوتیزم درمانی 

 


  
  

هیپنوتیزم چیست؟
دکتر لوبا دانشمند آمریکایی در این زمینه می گوید:
چکیده و اصل هیپنوتیزم در ایجاد و خلاقیت یک تمایل و توانایی خلاصه می شود که باید در فرد هیپنوتیزم شونده پدید آید. او باید بتواند از صحبتهای هیپنوتیزور و در ذهن روشن و فعال خود تصویری زنده و واضح بسازد و تمام تخیلات و تمرکز ذهنی خود را تنها در این راستا تجهیز و تمرکز بخشد. مطالبی که هیپنوتیزور به او ارائه می دهد ممکن است حقایقی قطعی یا سمبولیک باشند.

این تصویری که از هیپنوتیزم ارائه گردید، با پدیده هایی که به صورت خودجوش در جریان زندگی روزمره ما به وجود می آیند، مطابقت می کنند. یعنی مواقعی که ما شدیداً توسط جریاناتی که در اطراف ما می گذرد ، جذب می شویم . برای شرح این پدیده بهتر است مطلبی از دکتر کلمن را عیناً نقل کنیم:

در زندگی روزمره ، ما بارها حالت خلسه یا از خود بی خود شدن را تجربه می کنیم. در حالاتی که وقایعی ، به اصطلاح ، ذهن ما را تسخیر می کنند. در این لحظات ما موقتاً آنچه را در اطرافمان می گذرند، فراموش می کنیم. برای مثال کسانی که مرحله نهایی یک مسابقه فوتبال را در تلویزیون مشاهده می کنند، تمام وجود خود را بر روی بازی متمرکز می سازند و نسبت به همه چیز، از جمله این که  به چه صورتی روی مبل قرار گرفته اند یا این که همسرشان آنها را برای صرف غذا صدا می کند، بی توجه می گردند.

دکتر لوبا در مورد دیگر فرآیندهایی که در زندگی ، ما را جذب می کنند می گوید : بسیاری از ما در برخی از موقعیت ها، حالت عدم احساس درد یا حالت بی حسی را تجربه کرده ایم. مثلاً موقعی که عمیقاً مجذوب یک داستان پلیسی می شویم، برخی دردهای سبک بدنی را حس نمی کنیم. در بعضی از موقعیت ها از جمله در لحظاتی که عمیقاً مجذوب صحبت های دوستی می شویم، ممکن است صدای زنگ یا صدای فردی که مستقیماً ما را صدا می کند، نشنویم. عکس این حالت هم وجود دارد. در لحظاتی از زندگی تمام توجه خود را معطوف به احساس نامطبوعی کرده ایم. مثلا انتظار درد روی صندلی دندان پزشک یا توجه برای احساس بو یا طعمی ناخوشایند و حصول این احساس در پی آن. در لحظاتی که فردی قانع شده یا به او تلقین شده که از عهده کار خاصی بر نمی آید، نمی تواند به خوبی آن کار را هر چند ساده و آسان هم باشد، انجام دهد. ولی اگر ما اعتماد به نفس خودمان را به دست آوریم و مطمئن شویم که قادر به انجام این کار هستیم، حتما در انجام آن توفیق پیدا می کنیم.

باورهای نادرست درباره هیپنوتیزم
هنوز برخی تصور می کنند به هنگام هیپنوتیزم ، یک فرد مقتدر و ماهر به طور فعال ، فردی را که حالت تسلیم به خود گرفته ، کنترل می کند. این تصور از واقعیت علمی به دور است. تصور وجود یک هیپنوتیزور با قدرت زیاد و اسرار آمیز در مقابل فردی ضعیف و مقهور ، به قرن هجدهم باز می گردد که هیپنوتیزم با استفاده از " نیروهای مرموز " و مغناطیسی صورت می گرفت. هیپنوتیزور در آن عصر، انسانی با قدرت جادویی و غول آسا بود که با وسایل اهریمنی، اراده و روح انسان های دیگر را کنترل و اداره می نمود.
نظریه جدید درباره هیپنوتیزم وهیپنوتیزور با این باورهای قدیمی فاصله بسیار زیادی دارد. هم اکنون بسیاری از روان پزشکان و روان شناسان از این نظریه طرفداری می کنند که : هیپنوتیزور تنها نقش راهنما و هدایت کننده را در برقراری حالت هیپنوتیزم ایفا می کند و " کار اصلی" را در این جریان خود فرد تحت هیپنوتیزم انجام می دهد.


  
  

چه عامل یا نیرویی در پیدایش و بوجود آمدن پدیده خواب مصنوعی موثر است؟
تلقین یا حالت ذهنی سوژه و یا اراده سوژه چقدر می‌توانند موثر باشد؟
ایجاد صدا و هیجانات در سوژه چقدر در درجه خواب سوژه تاثیر دارد؟
چقدر می‌توان به حقایق این پدیده و پدیده‌های مشابه‌اش امیدوار بود؟
آیا این پدیده‌ها مفهوم و تعریف واحدی را از هیپنوتیزم ارائه می‌دهد؟


  
  

فرستادن به ایمیل

هیپنوتیزمسه فاکتور مهم در هیپنوتیزم / روشهایی  برای القای هیپنوز / ارتباط هیپنوتیزم با خواب مصنوعی / هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم درمانی / باورهای نادرست درباره هیپنوتیزم / تشریح علمی پدیده هیپنوتیزم / مغز و امواج مغزی در هینوتیزم / تصورات غلط در مورد هیپنوتیزم / خطرات و عوارض احتمالی هیپنوتراپی /  و ...

 


هیپنوتیزمهیپنوتیزم علمی و عملی از حدود دو قرن اخیر کشف گردیده است، نظریات متفاوتی از ماهیت هیپنوتیزم و نحوه پیدایش آن به توسط متخصصین ارائه شده که در زیر عمده‌ترین آنها بررسی می‌شود. هیپنوتیزم شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیله? تلقین، شخص از حالت هوشیاری خارج می‌شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور در می‌آید. هیپنوتیزم یا به طور دقیقتر هیپنوز موجب تسلط دیگری بر فرد نمی شود بلکه دیگری با ضمیر ناخودآگاه آدمی به مکالمه و القای تلقینات می پردازد. همه ی هیپنوزها نحوی خودهیپنوتیزم است و هیپنوتیزور خارجی فقط مامای هیپنوز از درون انسان استو آن را می زایاند.همة‌ مکاتب و عرفا به نحوی با هیپنوز درگیر بوده اند . ضمیر ناخودآگاه تنها یک تئوریست که توضیح حقایق روی آن سوار می شود.هیپنوتیزور نمی تواند هرآنچه دوست داشت به سوژه تلقین کند. هیپنوتیزم یک امر خارقالعاده نیست.و کارایی عجیب و غریب ندارد. اگر هم اثار غریبی داشته باشد در عده ی کمی دارد و خیلی قابل تکرار و تایید نیست لذا از منظر علم رسمی پاره ای غرایب مشاهده شده در هیپنوز قابل اعتبار و برداشت کلی نیستند. ( مبحث شستشوی مغزی البته در این وادی مطرح است ولی میزان پایداری این کارها باید بیشتر ارزیابی شود.)هیپنوز خواب نیست. امواج مغزی در این حالت با امواج مغزی حالت خواب در بسیاری موارد فرق می کند. از یک منظر هیپنوز با تلقین معمولی هم فرق دارد چرا که مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می شود با مناطق تحریک شده هنگام هیپنوز متفاوت است. در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد


تاریخچه
نظرات زیادی درباره? اینکه چه کسی هیپنوتیزم را شروع کرد، وجود دارد. هندوهای هند ادعا می کنند که آنها این شیوه را بنیان نهادند و از آن به عنوان یک دارو برای سلامتی استفاده کردند. امروزه این یکی از کاربردهای اصلی هیپنوتیزم است و به روانشناسی مربوط می‌شود. اما پیشرفتهای مهم هیپنوتیزم در سال 1842، هنگامی که جیمز برید (James Braid) شروع به بررسی بیشتر آن کرد، رخ دادند. او که «پدر هیپنوتیزم جدید» نامیده می‌شود اعتقاد نداشت که خواب مغناطیسی باعث هیپنوتیزم می‌شود و فکر می کرد که خلسه‌ها فقط یک «خواب عصبی» هستند. وی در سال 1843 یک کتاب درباره? این موضوع به نام «نوریپنولوژی» نوشت. برخی مسمر را پدر هیپنوز می دانند. می گویند راسپوتین وزیر پرنفوذ دربار روسیه تزاری از این روش در قربانیان خود استفاده می کرده است.کشیش آبه فاریا نیز از متقدمین این روش است. مسمر در دوره ی اوج نظریه پردازی در باب مغناطیس این پدیده را ناشی از مغناطیس حیوانی می دانست. بعدها روش او توسط شورایی مرکب از بنجامین فرانکلین و گیوتین و ... مردود دانسته شد چرا که این افراد فقط علوم ریاضی و فیزیک و طب کلاسیک را علم میپنداشتند. میلتون اریکسون آمریکایی هیپنوز علمی را خیلی توسعه داد. المان نیز در توسعه هیپنوز با روش متفاوتی کوشید.( ref:فرزان کمالی نیا از استادانش و کتب مربوطه - عضو انجمن تخصصی هینوتیزم ایران)

روش ها
هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. از فواید هیپنوتیزم می‌توان درمان بسیاری از ناراحتی‌های روانی را نام برد. به‌خصوص در هنگام خودهیپنوتیزم، که شخص می‌تواند به‌وسیله? تلقین، تغییرات مثبتی را در کردار و روحیات خود پدید آورد. البته خود هیپنوتیزم دارای خطراتی هم هست؛ به این صورت که اگر بدون آگاهی و اطلاعات کافی و با روش‌های نادرست انجام پذیرد، می‌تواند اثرات بسیار مخربی بر روی روان انسان به دنبال داشته باشد. هیپنوز معمولا خطرناک نیست. برخی میگویند در نارسایی مزمن قلبی انجام نگیردو در برخی موارد مثل افراد با شخصیت مرزی یا بردرلاین و اسکیزوفرن و نیز وسواسی گفته می شود صورت نگیرد به دلایل مختلف. استفاده ار هیپنوز برای سرگرمی هم به عقیدة‌هیپنوتراپیست ها کنتراایندیکه یا ممنوع است.و کلاً هیپنوتیزم نمایشی را جایز نمی دانند.

سه فاکتور مهم در هیپنوتیزم عبارتند از تمرکز فوق العاده فکر، انفکاک و تجزیه (جدا شدن ذهنی از محیط پیرامون)، تلقین (چرا که اساس هیپنوتیزم تلقین به نفس است).
می‌توان گفت هیپنوتیزم = تمرکز + اعتقاد + انتظار + تصور + ارتباط

برای انجام موفقیت آمیز دیگر هیپنوتیزم باید هفت گام زیر به صورت متوالی و دقیق اجرا گردد:
1- مناظره اولیه، بهتر آماده کردن ذهن بیمار
یا pretalk 2- انجام آزمونهای هیپنوتیزم از تکنیکهای عمیقسازی
مثل آزمون چشک اشپیگل 3- کانونی کردن توجه (تمرکز ذهن)
4- القای خواب هیپنوتیزم
5- استفاده از تکنیکهای عمیق سازی
6- تسهیل پاسخهای ناخودآگاه
7- تصدیق خلسه، ارائه تلقینهای بعد از هیپنوتیزم و خروج از خلسه[2].

هنگام استفاده از واژه ی مناسب خلسه دقت شود مطالب با موهومات اشتباه نشود. هرچند لفظ خلسه از لفظ trance که از بهت و ترس احتمالا می آید بهتر باشد. و خلسه ی عرفانی و احساس خروج روح از بدن احتمالاً از هیپنوز جدا نیست.(فرزان کمالی نیا) المان برای هیپنوز چند مرحله تصور می کند - وقتی فقط چشم ها را می بنیم حالت هیپنوئیدال است بعد وارد فازهای عمیقتر می شویم و یکی از فازهای عمیق هیپنوتیزم به نام سمنامبولیسم نام دارد(سمنامبول خدای خواب در یونان است) - از هیپنوز در age regration یعنی بازگشت به سنین عقب تر(پس روی سنی) و حتی چند صد سال قبل و پیشروی سنی استفاده می شود البته بازگشت چندصد سال به عقب لزوماً مؤید تناسخ نیست و این مسایل در حد تئوری است و دقیق نیست. استفاده از هیپنوز در اعتراف گرفتن از زندانی ها و دروغ سنجی معتبر نیست. هرچند گاهی نتایج مفید علم و گاهی نتایج نادرست می دهد. به طور کلی خیلی نمی توان به این مطالب اعتبار کرد. (از فرزان کمالی نیاو ایشان از از کتب و استادان انجمن هیپنوتیزم علمی)

روشهای مختلفی برای القای هیپنوز وجود دارد. روش تثبیت چشم - روش کیاسون- روشpmr یا شل کردن پیشرونده ی عضلانی- و.... از هیپنوز برای کنترل درد و درمان چاقی و... استفاده می شود البته هیپنوز مفید است ولی معجره نمی کند. کودکان 8 تا 12 سال بهتر هیپنوز می شود و در سنین بالای 65 هپینوتزیم پذیری کم می شود. افراد از لحاظ هیپنوتیزم پذیری 4 گروهند. 7درصد که نباید هیپنوز شوند یا هیپنوز نمی شوند نظیر عقب ماندگان ذهنی- هفت درصد دیونیسین هستند و استعداد بالایی در هیپنوز دارند.20 درصدآپولونین بوده به سختی هیپنوز می شوند.و درصد بالایی ادیسین هستند یعنی در اواسط طیف hypnotismability قرار دارند.(از دروس انتجن هیپنوتیزم ایران - نگارنده فرزان کمالی نیا)


هیپنوز دو گونه است هیپنوز سمپاتیک که با تحریک است و در رقصهای برخی بومیان افریقا و سرخپوست و مناطق مختلف حتی جنوب ایران در واقه از این روشها استفاده می شود(‌رضا جمالیان) و هیپنوز پاراسمپاتیک که تون پاراسمپاتیک و آرامش را بالا می برد . در هیپنوز برای هنگ کردن وبای پس نمودن و عبور از کریتیکال فاکولته یا کریتیکال فاکتور یا جاجمنت فاکتور و ضمیز خودآگاه و رسیدن به ضمیر ناخودآگاه از روشهای مختلف از جمله کانفیوژن و ... استفاده می شود.

 


روش کیاسون
یکی از روشهای هیپنوتیزمی رایج در علم هیپنوتیزم روش کیا سون است. این روش ابتکار دکتر سیمون کیاسون ( Simon Chiasson) متخصص بیماری های زنان و زایمان اهل شهر یونگستون ایالات اوهایو آمریکا ( Youngeston Ohio) است , اما دگرگونی در آن برای پزشک یا درمانگر به گونه ای که کاربرد آن راحت تر باشد مجاز است.

دستور کار (Instruction)
به بیمار یاد دهید دستش رامستقیما روبروی صورتش قرار دهد به گونه ای که فاصله دست با بینی تقریبا سی سانتیمتر ( برابر با دوازده اینچ ) وآرنج قدری خمیده باشد, پشت دست به طرف صورت و همه انگشتان در کنار هم قرار گیرند ( انگشتان باز نباشد ).

گفتار یا خطابه (Discourse)
من و شما هر دو به انگشتان دست شما نگاه می کنیم، بزودی می بینیم پرش هایی در انگشتان دست شما شروع و انگشتان دست شما از هم فاصله می گیرند و باز می شوند , و دستتان شروع به حرکت به سوی صورتتان می کند . تا زمانی که چشما نتان باز است فقط به پشت دستتان متمرکز باشید , بزودی می بینید که دستتان به صورتتان نزدیک و نزدیک تر میشود. زمانی که تماس دستتان را با صورتتان احساس کردید ( معمولا نوک بینی ) پلک های چشمتان- اگر تا آن زمان بسته نشده اند – بسته می شوند و بسته باقی می مانند . معمولا چشمانتان آنچان خسته می شوند که حتی پیش از تماس دست با صورتتان بسته می شوند . زمانی که پلک ها بسته شدند , بگذارید بسته بمانند . زمانی که دستتان با صورتتان تماس پیدا کرد . شما کاملا آرام و شل میشوید و دستتان بروی رانتان می افتد.

 

نظریه مغناطیس حیوانی
دکتر آنتوان مسمر کاشف این نظریه و پیراوانش معتقدند که ، دلیل خواب هیپنوز ، پیدایش این حالت در شخص ، اثر نیرویی است که از دست‌ها و چشم‌های هیپنوتیزور خارج می‌شود. به عقیده مسمر کائنات را امواجی فرا گرفته که این امواج در انسان نیز به وفور یافت می‌شود و اگر این امواج از جسم انسانی به جسم انسانی دیگر وارد شود، می‌تواند بسیاری از امراض را درمان کند. وی که این امواج را مغناطیس حیوانی نامیده معتقد بود که وجود این امواج در همگان یکسان نیست و همه کس قادر نخواهد بود آن را مهار کرده و از آن استفاده نماید.

نظریه چشم دوختن به نقطه نورانی
دکتر برید ، وین هولت و پیروانشان کاشف این نظریه بودند، آنها معتقد بودند که نگاه مستمر و یکنواخت بر شیی نورانی ، اعصاب چشم را خسته می‌کند و این عمل موجب کاهش فعالیت اعصاب مرکزی می‌گردد و در نتیجه شخص در حالت هیپنوز قرار می‌گیرد. برید بر این باور بود که در حالت هیپنوز ، مغز آدمی مجذوب یک فکر می‌گردد طوری که سایر افکار و محرکها روی آن تاثیر ندارد بنابراین وقتی یک فکر تقویت شد، سایر افکار را تحت‌الشعاع قرار داده و موجب توقف سایر فعالیت‌ها خواهد شد.


نظریه تلقین
پیشگامان این نظریه می‌گویند که هیپنوتیزم مجموعه‌ای از تلقین و تلقین به نفس می‌باشد. تلقین القای فکری است که بطور ناخودآگاه از قوه به فعل در می‌آید. تلقین ، ایجاد یک حالت روانی خاصی در فرد است که اثرات تصوری را به عنوان واقعیت قبول می‌کند. تلقینات ناشی از القای افکار در افراد و تمایل درونی با اعمال حرکتی که باعث عکس العمل‌های تحریکی در افراد شود، ماهیت این نظریه را تشکیل می‌دهد.

راه‌های ایجاد تلقین می‌تواند، محرک‌های یکنواخت مانند نوازش بدن و یا محرک‌های قوی مانند نور شدید و یا صداهای ناگهانی باشد، که روی اعصاب تاثیر می‌گذارند. در این نظریه ، هیپنوتیزم یک حالت تمرکز شدید مغزی است، یعنی در حال عادی که مغز افکار زیادی را در خود دارد ولی در حالت تمرکز هیپنوز ، مغز از هیچ چیز اطلاعی ندارد مگر اینکه اطلاعات و مطالبی را در آن تلقین کنیم. در چنین حالتی (خواب هیپنوز عمیق) هیپنوتیزم شونده ممکن است شدیدترین دردها را نیز احساس نکند.

نظریه پاولوف در هیپنوتیزم
این نظریه ، یکی از علمی‌ترین نظریات در زمینه هیپنوتیزم است. براساس این نظریه حالت خواب در سراسر نیم کره‌های مغز منتشر می‌شود. این پدیده بطور ناگهانی صورت نمی‌گیرد و کانونهای فعال و بیدار در مغز باقی می‌مانند که باعث ایجاد حالتی بین خواب و بیداری می‌شود و همین نقاط بیدار است که ارتباطی بین فرد و هیپنوتیزم کننده ایجاد می‌کند. در این نظریه شخص هیپنوتیزم شونده مانند کسی است که بطور طبیعی به خواب رفته ولی به دلیل وجود نقاط بیدار در مغز ، سخنان عامل را می‌فهمد و نسبت به تحریکات و جریانات خارجی ، بی توجه است.

نظریات نوین در ارتباط با هیپنوتیزم
نظریات یاد شده هر کدام بخشی از واقعیات خواب هیپنوز را بیان می‌کند و به تنهایی ماهیت آنرا نمی‌توانند مشخص نمایند.

با تلفیق چند روش باهم می‌توان افراد را به خوابهای عمیق هیپنوز برد تا جایی که روح از تن جدا شود. (فرافکنی)

برخی سوژه‌ها حتی به کمک تلفیق نظریاتی هم به خواب هیپنوز نمی‌روند. اما بعد از چند جلسه ، مقاومت سوژه شکسته شده و حالت خواب عمیق در سوژه ایجاد می‌شود.

 


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ بنی آدم واقعا اعضای یکدیگرند؟ <br> مسلمان (انسان)باید به هم نوع دینی خود(انسان و انسانیت) کمک کند؟


+ هر که هستی و هر کجا دوستت دارم همه چیز و همه کس را دوست داشته باش اما به همه چیز و همه کس دل نبند به زندگی بخند تا زندگی بهت بخنده